ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم . کویستان فتوحی

AddThis Social Bookmark Button

ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم . کویستان فتوحیآیا در حال حاضر جنبشی به‌ نام جنبش زنان در ایران وجود دارد؟ این پرسش گاهی اوقات ذهن را به‌ خود مشغول می کند که‌ آیا جنبشی به‌ نام جنبش زنان در ایران هست یا آنچه‌ را که‌ در حال حاضر در ایران شاهد هستیم آیا مصداق جنبش زنان است؟ اگر از منظر تعاریف نوین جامعه‌ شناسی به‌ این مقوله‌ بنگریم میتوان گفت: "هرگونه‌ تلاش دسته‌ جمعی برای پیشبرد اهدافی مشترک، خارج از نهادها و سازمانهای دولت، جنبش تلقی می شود" بر اساس این تعریف میتوان به‌ فعالیتهای زنان در ایران به‌ عنوان یک جنبش نگریست. البته‌ باید این موضوع را مد نظر داشت که‌ جامعه‌ شناسان بر سر تعریف واحدی از جنبش های اجتماعی اتفاق نظر ندارند، برخی معتقد هستند تعریف فوق در خصوص "جنبش" کامل نیست و یک جنبش اجتماعی باید در برگیرنده‌ی ویژگی هایی همچون: رهبری، ا‌هداف، تشکیلات و چارت سازمانی منسجم باشد.
اگر شرایط ایران را در نظر بگیریم با توجه‌ به‌ خفقان حاکم بر جامعه‌ در می یابیم که‌ هرگونه‌ فعالیت سازماندهی شده‌ در قالب انجمن ها، نهادهای صنفی و سازمانهای مردم نهاد (
NGO ) با خطر برخورد امنیتی روبروست. افراد شاخصی که‌ در چنین نهادهایی فعالیت مستمر دارند غالبا با خطر دستگیری، شکنجه‌ و زندان روبه‌رو هستند و گاهی هم فشار آنقدر زیاد می شود که‌ فرد مجبور است دست از فعالیت بکشد و گوشه‌ عزلت گزیند و یا جلای وطن کرده‌ و راه‌ غربت را در پیش گیرد. آنچنان که‌ در چند سال اخیر شاهد بوده‌ایم خیل کثیری از فعالین حوزه‌ی زنان نیز ناچار شده‌اند ایران را ترک نمایند و برخی نیز به‌ زندان محکوم گشته‌اند.
در واقع در کشوری که‌ حاکمیت آن در صدد است کشور را به‌ 1400 سال پیش برگرداند و کوچکترین فعالیت آزادی خواهانه‌ و حق طلبانه‌ی زنان جرم شمرده‌ می شود و با برخورد قهر آمیز حاکمیت روبه‌رو می شود، نمی توان انتظار داشت جنبش زنان تمامی ویژگی های کلاسیک یک جنبش اجتماعی را دارا باشد.
جنبش زنان در ایران هرچند سازمان یافته‌ و دارای رهبری مشخص نیست اما از ویژگی های شاخصی برخوردار است که‌ آن را در زمره‌ی جنبش های اجتماعی قرار می دهد. جنبش زنان در ایران از یک نوع شعور زنانه‌ی هدفمند برخوردار است که‌ خواهان برابری و رفع تبعیض علیه‌ زنان در قوانین ایران است، خواهان زدودن فرهنگ و سنن واپسگرایانه‌ی ضد زن در جامعه‌ است و در نهایت خواهان جامعه‌ای دمکراتیک و مشارکت زنان در امورات سیاسی و اجرایی کشور است. این جنبش هرچند فاقد تشکیلات و رهبر مشخص است اما در میان تمامی لایه‌های اجتماع ملموس و قابل درک است. برای نمونه‌ در عرصه‌ی فرهنگ و هنر، ادبیات، سینما، در مدارس و دانشگاهها، در خیابان و بازار و محل کار زنان برای مقاصد و اهدافشان حضور دارند. آنان در این عرصه‌ها برای رسیدن به‌ حقوق خود و اثبات توانایی هایشان در تلاشند، افزایش چشمگیر شمار دختران در دانشگاهها ‌ نسبت به‌ پسران، خود گواه این مدعاست.
این فعالیتها اگر در خانه‌ی جنبشهای مدنی و اجتماعی قرار نگیرد، به‌ معنای نادیده‌ گرفتن تمامی تلاش های زنان در طول 33 سال گذشته‌ و پیش از آن است.
جمهوری اسلامی ایران در طول 33 سال حکومت مستبدانه‌ و توأم با سرکوب و خفقان تنها جایی را که‌ درخور و شایسته‌ی زنان دیده‌، درون خانه‌ بوده‌ و تمام تلاشش این بوده‌ تا از آنان زنی چشم و گوش بسته‌ و تابع مردان درست کند. جامعه‌ی مرد سالار ایران هم در کلیت خود چنین انتظاری از زنان داشته‌ است. اما زنان آگاه‌ و هوشیار تسلیم این خواسته‌ نشده‌اند. و با تلاش و کوشش مداوم خود در تمامی عرصه‌ها این امر را به‌ اثبات رسانده‌اند.
در جریان نارضایتی های مردمی نسبت به‌ اعلام نتایج دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388، زنان نقش چشمگیری در انتخابات داشتند. در سال 1358 نیز هنگامی که‌ خمینی فرمان اجرای حجاب اجباری را صادر نمود، زنان به‌ صورت گسترده‌ای به‌ خیابانها آمدند و نارضایتی خود را نسبت به‌ این موضوع اعلام داشتند.
برخی در صدد هستند که‌ نقش زنان در اعتراضات سال 1388 را به‌ حاشیه‌ برانند اما آنچه‌ که‌ مسلم است اعتراضات گسترده‌ی خیابانی که‌ در سال 1388 شاهد آن بودیم محصول مبارزه‌ی چندین ساله‌ایست که‌ زنان نیز بخش عمده‌ای از آن را تشکیل داده‌اند. زنان بخشی فعال از جامعه‌ را تشکیل می دهند که‌ در داخل کشور همواره‌ در حال تقابل با حاکمیت بوده‌اند و چه‌ بسا صدای زنان در برخی از حوزه‌ها رساتر و بلندتر از سایر اقشار جامعه‌ بوده‌ است. در میان زندانیان سیاسی، در میان اعدام شدگان و قربانیان شکنجه‌ و تجاوز جنسی، زنان از سهم کمی برخوردار نبوده‌اند، اینها اگر دلالت بر وجود جنبش زنان نیست دلالت بر چیست؟
آنچه‌ مایه‌ی شگفتی است تنها چیزی که‌ مورد توجه‌ سیاسیون جامعه‌ شناس در خصوص فعالیتهای زنان قرار گرفته‌ است این پرسش تکراری است که‌ آیا در ایران جنبش زنان وجود دارد یا نه‌؟
به‌ ندرت دیده‌ شده‌ چنین ارزشیابی برای جنبشهای دانشجویی، کارگری و ... اعمال شود.
ندیده‌ گرفتن فعالیت های زنان و تأکید بر یک وجه‌ خاص از جنبش زنان به‌ نحوی اجحاف در حق زنان آزاده‌ای است که‌ صادقانه‌ در راه‌ رسیدن به‌ آزادی و حقوق خود در حال مبارزه‌اند. امیدواریم که‌ نگرش مرد سالارانه‌ای که‌ سعی دارد در تمامی حوزه‌ها حضور زنان را انکار کند اینگونه‌ نباشد که‌ در این رابطه‌ هم به‌ انکار وجود جنبش زنان بپردازد.
ترجمه‌: محمود شریفی

این مقاله در شماره 578 روزنامه "کوردستان" منتشر شده، که به صورت روزنامه الکترونیکی در سایت "کوردستان و کورد" موجود میباشد.

Jnan le youtube f